خرید بک لینک
بدست علیرضا بابایی در دسته هستی دارایی تاریخ : 96/4/27 ساعت : 10:48 صبح آنقدر دوستت دارم که خودم هم نمیدانم چقدر دوستت دارم!هر بار که می پرسی، چقدر؟!با خودم فکر می کنم؛دریا چطور حساب موجهایش را نگه دارد؟!پاییز از کجا بداند هر بار چند برگ از دست میدهد؟!ابرها چه می دانند چند قطره باریده اند؟!خو

برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 2:07

بدست علیرضا بابایی در دسته محمدرضا ترکی تاریخ : 96/4/27 ساعت : 7:46 عصر گیرم که صحرا مال من باشد امواج دریا مال من باشد گیرم که پرواز پرستوها در بیکرانها مال من باشد گیرم که آواز قناریها در باغ تنها مال من باشد یک دست ماه و دیگری خورشید خاک زمین پامال من باشد یا فرض کن هرجور میخواهم

برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 2:07

میان گیسوانت دستهایم گم شدن دارد دلم در عمق چشمت، شوری از مردم شدن دارد هوس کردم بیافتم ازنگاهت روی لبهایت بچینم بوسه ای که حسرت گندم شدن دارد تو معصومه ترین زیبای دنیایی بدون شک که هر شهری به پیش پات میل قم شدن دارد اگر آتش به دستان تو درهرقصه ای افتد سیاوش هم یقینا غصهی هیزم شدن دارد درون

برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 2:07

بدست علیرضا بابایی در دسته هخا هاشمی تاریخ : 96/4/28 ساعت : 8:36 صبح همه مستیم ولی کیست که عاشق باشد؟ با دل گم شده از خویش موافق باشد؟ بستر باغچه گرم است که مریم شدهایم کیست در داخل مرداب ، شقایق باشد ؟ وقت شادی همه لبخند تو را میبوسند خوشتر آن دوست که همشانهی هق هق باشد فرصت آینه سنگ است

برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 2:07

بدست علیرضا بابایی در دسته آرش شفاعی تاریخ : 96/4/28 ساعت : 3:56 عصر علت ناب تغزل!همه ی رویایم غزلت کو که به پایان برسد غم هایم؟ مدتی شد که نگاه تو نتابید به من مدتی هست که غرق شب بی فردایم عوض نام خودم نام ترا می گویم باز می پرسم از خویش چرا رسوایم؟ محض تو هرچه بهشت است به آتش بکشم تا

برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 2:07

بدست علیرضا بابایی در دسته مهتاب یغما تاریخ : 96/4/26 ساعت : 9:33 صبح از من گرفتی خلوت بکر جهان ات را می خواستم مهتاب باشم آسمان ات را می شد اگر می خواستی،مانند تن پوشی دور تنم محکم بپیچی بازوانت را هم دوست دارم غرق عشقی آتشین باشی هم تشنه ام نفرین کنم هم بسترانت را تنها شرابت را بنوش و دل

برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: دوشنبه 26 تير 1396 ساعت: 23:38

بدست علیرضا بابایی در دسته فاضل نظری تاریخ : 96/4/24 ساعت : 5:18 عصر در این دریا، چه می جویند ماهیهای سرگردان مرا آزاد میخواهی؟ به تنگ خویش برگردان مرا از خود رها کردی و بال پر زدن دادی اگر این است آزادی مرا بی بال و پر گردان دعای زنده ماندن چیست وقتی عشق با ما نیست؟ خداوندا دعای دوستان را

برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 23:27

بدست علیرضا بابایی در دسته مجتبی سپید تاریخ : 96/4/25 ساعت : 9:11 صبح عابری می زده و دل زده از تزویرم مستی و راستی از اهل قلم دلگیرم شهرمن شهرهی شاعرکشی وشحنه گریست به دلیلی که نمیدانمش اینجا گیرم چه کسی دیده غم واقعیام را در شعر من که مشهور غزلهای پر از تصویرم شعر درد است و این درد به

برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 23:27

بدست علیرضا بابایی در دسته تاریخ : 96/4/25 ساعت : 9:17 صبح نگیر فاصله از من ، بیا کنارم باش اسیر فصل خزانم ، بیا بهارم باش نگو که فرصت دیدار ما میسر نیست دلیل محکم یک عمر انتظارم باش چه قدر جای تو در زندگی من خالیست در این مسیر پر از هیچ ، کوله بارم باش دچار تو شده کل وجودم اما تو کمی دچار خ

برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 23:27

بدست علیرضا بابایی در دسته محمدرضا نظری تاریخ : 96/4/15 ساعت : 7:40 عصر سلام ای عشق دیروزی،منم آن رفته از یادی که روزی چشمهایم را،به دنیایی نمیدادی سلام ای رفته از دستی،که میدانم نمی آیی و میدانم برای من،امیدی رفته بر بادی به خاطر داریَم آیا؟!به خاطر دارمت آری! سلام ای باور پاکی،که از چشمم ن

برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: جمعه 16 تير 1396 ساعت: 0:49

ماه بانو زیر چادر دست پنهان کرده بود عشق را در لای پلک مست پنهان کرده بود تاکه نامحرم نبیند او چه دارد زیر سر زلف راآن زیرها باشست پنهان کرده بود عاشقان زردند تا مردم بدانند عاشق است از سفیدی آنچه بود وهست پنهان کرده بود موی او بورست یا مشکی نمی دانم فقط آنچه زیر روسری می بست پنهان کرده بود ص

برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 14:26

بدست علیرضا بابایی در دسته تاریخ : 96/4/7 ساعت : 11:59 صبح گفتم که شاید درد از این با هم نشستن هاست برخاستی?رفتی و آتش از دلم برخاست آواره ام!برگرد!در من قصر شیرین است یک تکه از خاک وجودم خانه لیلاست چشمان من خاصیّت بخشندگی دارند یک روز می بینی که چشمان تو هم زیباست چیزی نگو ?امشب صدا را با

برچسب: نویسنده: عباس تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 14:26

صفحه بندی